حرمت
برای خودم می نویسم؛ چرا که دیگر این حرف ها ادامه مطلب
برای خودم می نویسم؛ چرا که دیگر این حرف ها ادامه مطلب
باز شدن پر سر و صدای در اتوبوس، مرا از ادامه مطلب
صدای نفسهای شمرده، خیالم را راحتکرد که خوابش عمیق شدهاست. ادامه مطلب
گاه رأفت و محبّت به تشر است. به راندن است. ادامه مطلب
شیرینیها را توی ظرف دانه دانه چید. ظرف را توی ادامه مطلب
نیمهشب است و ساعت دیواری، روی ساعت شش و چهل ادامه مطلب
باید ثمر دهم. با این همه اسراف، چگونه؟ باید شاخههای ادامه مطلب
شبِ پیش بود. همهجا تاریک بود، به جز دیوار بلند ادامه مطلب