زنده به گور
شب جمعه شد و داغ دل تازه. روی زخم، نمک ادامه مطلب
شب جمعه شد و داغ دل تازه. روی زخم، نمک ادامه مطلب
مدرسه ی خوبی بود. یکی از سال ها توی نمایشگاه ادامه مطلب
زخمی بود آماس بسته. پوشاندمش. کسی ندید. هیچ کس. دیگر ادامه مطلب
شوری شیرین به تلخیِ تمام دنیایِ دَنی در من به ادامه مطلب
امروز حرف «س» را یاد گرفت. داشت توی کتاب ادامه مطلب
قدم هایش، تبسمش، گوشه ی چادری که باد با آن ادامه مطلب
دیرم شده و ای کاش که طی الارض بلد بودم. ادامه مطلب
خوابت را دیدم. ماه مبارک بود. دُرست اردیبهشت ماه.. ادامه مطلب