دِل شـودِل شـو
دِل شـو
  • نویسندگی
  • منتخـب
  • دل نوشـتـه
  • ادراکـات
  • داسـتانی

دختر آیینه مادر

عبدالله پسر برادرش، جعفرِ طیار بود. می شناختش.  عمو رشید ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال20/04/1400 قبل

اسمِ کوچک!

مرا به اسمِ کوچک می خوانَد، پیش روی او. بغضِ ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال13/04/1400 قبل

کدام راز؟

دهن دره ای می روم. چـادر نماز را روی سرم ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال06/04/1400 قبل

فریاد نمی زنند.

همه ی کارهای من، معلول علّتی است. پس از اثر ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال29/03/1400 قبل

موج سواری

يا صباحاه! مطالعه با خواندن متفاوت است. همان طور که ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال15/03/1400 قبل

گورستانِ دل!

دلم از حرف ها و نگاهی پر است. پر از ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال11/02/1400 قبل

تُری

يصوم وحيداً و يفطر وحيداً … تُرى .. هل نذكره ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال11/02/1400 قبل

کفر درونی

گفتند خیلی ها بودند که کافر شدند. فلسفه تو را ادامه مطلب

توسط مصطفوی، 5 سال06/02/1400 قبل

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 … 19 20 21 … 30 بعدی

اهل بیت علیهم السـلام

شـبیه یک توفـان


  • گره چینی
  • معرفی محصول
  • سـفارش محصول
هستیا | توسعه توسط ThemeIsle