آه، نگاهم مکن!
دیگر پای آمدن ندارم. پای روحم مدّتی است فلج شده ادامه مطلب
دیگر پای آمدن ندارم. پای روحم مدّتی است فلج شده ادامه مطلب
چند روزی است که به واژه ی عدالتـْ می اندیشم. ادامه مطلب
مزرعِ سـبز فلکـ دیدم و داسـ مَـه نو یادمـ از کشته خویش ادامه مطلب
عبدالله پسر برادرش، جعفرِ طیار بود. می شناختش. عمو رشید ادامه مطلب