تکه ای از بهشت
دست در دستش به سمت مسجد قدم ها را دوتا ادامه مطلب
دست در دستش به سمت مسجد قدم ها را دوتا ادامه مطلب
توی اتاق نشسته بودم. صدای روضه می آمد و گاه ادامه مطلب
تلاش ها و تقلاهایم گویی ساق بر ساق مالیدن بود، ادامه مطلب
جانش در خطر بود. جوان پرسید: با این کارِ من، ادامه مطلب