من گدا نیستم.
توی ایستگاه اتوبوس با دوست گرم صحبت بودم. نگاهش ادامه مطلب
توی ایستگاه اتوبوس با دوست گرم صحبت بودم. نگاهش ادامه مطلب
چه دل ها که خون شد… دنیـا زندان مومن ادامه مطلب
با یک قدم از چهارچوب در فاصله می گیرم. می ادامه مطلب
سه شب قدر گذشت… به واگویی، به امید گذشت. صورتِ ادامه مطلب
«عید شده خوب غذا می خوریا. معلومه روزه خیلی بهت ادامه مطلب
فکر و خیال پیروز میدان شد. خواب کلافه ام کرد؛ ادامه مطلب
قصه ی شـاه ماردوش را توضیح می دهد. نمادهایش را. ادامه مطلب
در باز بود و باد بازیگوش می آمد توی خانه ادامه مطلب