قلب سلیم
دعا را از حفظ میخوانم. یاد او میافتم. روی دوپا، ادامه مطلب
دعا را از حفظ میخوانم. یاد او میافتم. روی دوپا، ادامه مطلب
با این که برگشت به گذشته، مزهی ذهنم را تلخ ادامه مطلب
دکتر عکس رادیولوژی را روی میز میگذارد: «مادرجان دستت شکسته.» ادامه مطلب
هبوط کرد. به خرابآبادی که گرسنگی داشت. تشنگی داشت. گرما ادامه مطلب