سرکش
توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن سختتر گردد کمند واگویی ادامه مطلب
توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن سختتر گردد کمند واگویی ادامه مطلب
گاه ماجرایی، سنگی زشت و کج و معوج میشود و ادامه مطلب
اذان تمام نشده، صدای پدافند بیشتر شد. از توی ایوان، ادامه مطلب
سرتاسر سیاه پوشیده بود. بغل دست پنجره نشست. شیشه را ادامه مطلب
زنگ سوم که خورد، صدایش پیچید توی گوشم. تنها بود. ادامه مطلب
ماییم طرید و شَرید؛ لیک بی خبر از حــال خویش! ادامه مطلب
گربهای بود از دو پا فلج. و به مهربانی مادرِ ادامه مطلب
آبی آسمان، گواهی میداد که روز است. صبح بود یا ادامه مطلب