چشم ناگزیر

منتشر شده توسط مصطفوی در

و گفت:«به باطل نگریستن، مَعْرِفَت از دل ببرد.»

جز یادِ دوسْت هر چه کنی عمر ضایع است
جز سرّ عشْق هر چه بگویی بطالت است

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ

ابرِ جَهالتـ مدرن، دیدِ چَشمانِ ناچارِ مرا بسته است.

اِلحاحم را به کدام کرانه عرضه کنم، مولایِ جـان؟

رنجورَم. طبیبـَم شوید!

باری یک نظر!

باشد، شهیدِ صفّینی دِگر!


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *