زلفِ سیاهت!

منتشر شده توسط مصطفوی در

جَعلَ الظُّلمَاتِ والنُّورَ ۖ

سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح

نورِ قرصِ قمرت، فلقِ سیاهی گیسوانت شد.

اما من در خواب نوشین بامدادانم.

من

به گوشِ جانم یک طنین «أنا المهدی» بدهکارم!

ثُمَّ الَّذِينَ كَفرُوا بِرَبِّهِمْ يَعدِلُونَ


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *