توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن سختتر گردد کمند واگویی این تک بیت، به زیر لب، از سویدای دل و مزه مزه کردنِ حسی امیدبخش در روزگـار مدرسـه، در روزگـار ترسـیم آیندهای روشن در خیـال، ادامه مطلب
گاه ماجرایی، سنگی زشت و کج و معوج میشود و آبگینهی دل را نشانه میرود. آبگینه هزار تکه میشود. تکههای شکسته، جوف صدر را پر میکند. یادآوری خاطرات، صدرِ مجروح را در هم مُشت میکند. ادامه مطلب
اذان تمام نشده، صدای پدافند بیشتر شد. از توی ایوان، تیر پدافندهایی که توی هوا منفجر میشدند، نمایان بود. کمی توی ایوان پا به پا شد و رفت تو. به اصرارش پشتِ دیوارِ هال نماز ادامه مطلب