راحت و در دسترس است، ابزاری که افراد به مددش، ادراکات خود را به دیگر انسان ها منتقل می کنند.
تنها لمس و نگاه کردن به وسیله ی آرمیده در دست کفایت می کند.
هر زمان که بخواهم …
چشم ها و گوش هایم به قدر هزاران چشم و گوش پُر می شود. ادراکاتی خوب و بد و گــاه مباح.
و من…
این چـــه آســایشی است که آرامش را از من گرفته است؟!
از من، عمل به کدام آیــــات را سلب کرده است؟
این ترکش های آنْ به آنِ اطلاعات که از گنبد گوشتیِ گوش ها و چشم هایم عبور می کند و به روحم زخم می نشـاند.
این انتحـارِ نفْس، به قصد کشتن عقل…
چقدر روحم دَمی خلوت می خواهد. کُنجِ دنجی زانو به بغل گیرد و روی از عالِم مـاده و این حسرت و اندوه بچرخاند به سوی عالم بالا؛ به وطنش؛ به همان جایی که قرار است به آن بازگردد.
روحِ آدمی حاجتمند نسیمی از سوی وطن است؛ برای زنده ماندن، برای ادامه ی رشد و حرکت.
وگرنه تنگیِ نفَس و… مرگش حتمی است.
«… وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى؛
و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور؛ و همچنین (برخى) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوى؛ باشد که (از الطاف الهى) خشنود شوى»
«…ً وَ اذْکُرْ رَبَّکَ کَثیراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِبْکار؛
پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو!»
