همگی عاشقند.
عبدی می شناسد عشقش را
و
عبدی نفَسش در آشفتگیِ این گره ی روح به شماره می افتد.
عَبْدِی أَنَا وَ حَقِّی لَکَ مُحِبٌّ فَبِحَقِّی عَلَیْکَ کُنْ لِی مُحِبّاً؛
بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم؛ پس سوگند به حق من برتو، مرا دوست بدار.
♦️ إرشاد القلوب , جلد۱ , صفحه۱۷۱

