نویسندگی

دل نوشـتـه

الماس

اعتراف می کنم. به تمام گناهانم و قلبی که نقطه نقطه سیاه شد و زغال شد! اما تکه زغال المـاســ می شود گاهی گر تو بخواهی.     امام صادق علیه السّلام فرمودند: زمانی که انسان گناهی را مرتکب شود نقطه ای سیاه در قلب و روح او ایجاد می شود، اگر توبه کند پاک […]

ادراکـات

کوچ کن!

إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ امام حسین علیه السلام: «مَنْ کَانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ، فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا؛ هرکس می‌خواهد جان خود را در راه ما بذل کند و خود را برای ملاقات با خدا آماده کرده است، با ما کوچ کند.» شیخ اشراق: برحذر باش از اینکه وطن در روایت […]

دل نوشـتـه

السّلام عَلی خَلَفِ السَّلَفِ!

ظلم با نعمت در یک جا جمع نمی شود. از کجا فهمیدم؟! از آن جایی که معتمد، از ترس این که او را ابوالخلف بخوانند، در خانه حبسش کرد. وه که سامرا چه حزن آور بود، در نبود امامش! لیک آبگینه ی به وسعت آسمان، از پشت صدها حاجب در نهایت راستی، زشتی شان را […]

داسـتانی

روزهایی غریب و قریب!

امام سجاد جعلتُ فداه… زینت عابدان….داغ پدر و تازگی واقعه ی عاشورا … چشمانش که به آب می افتد می گرید…گوسفندی را سر می برند، می گرید. می گرید… می گرید. اکنون، دو گرگ به جان هم افتاده اند. پسرِ خلفِ زبیر و پسرِ خلفِ معاویه ! فرزند حنظله ی غسیل الملائکه گویی تازه از […]

داسـتانی

گوهرشاد

عاشقِ مسجد گوهر شاد بود. من نیز هم. گویی مسجد گوهر شاد از همه دنیا جدا بود. جایی امن که صدا و تصویر دنیا در آن نبود. این بار خسته بود. کلی راه رفته بود و مجبور شده بود در شهر غریب خرید کند و برای شام غذا بپزد. خیالش که از شام راحت شد، […]

دل نوشـتـه, منتخـب

رَجائى عَفْوُکَ!

چمباتمه می زنم کنـار راه آبِ آشپزخانه. آبِ کثیف را هدایت می کنم به چـاه و سرنگونی اش را نظـاره می کنم. بسـامدِ پژواکِ عاقبت به شـری… طلحه و زُبیر! «این شمشیر بار‌ها اندوه را از چهره ی رسول خدا زدود.♦» چـه فرجـام ملالت باری! سر بلند می کنم و به روبرو خیره می شوم. […]

دل نوشـتـه, منتخـب

استلحاق

عماره پسر ولید را گفتند از آن ابوطالب باشد. زیبا بود و تنومند. در عوض محمد را می خواستند:«او پسر تو، در عوض برادرزاده ات را به ما بسپار و دیگر پیجویش نشو! » لیک ابوطالب بود و پاره ی تنش نبی خاتم. ابوطالب بود و شعرهایی که به عشق او می سرود؛ والله لن […]

ادراکـات

موسیقی از نظر عقلی

دوری از واقعیات! رشد انسان بر پایه ی لذت نیست! وقت کم است! باید به نه مهم حتی؛ بلکه به اهمّ پرداخت. موسیقی چه می دهد و چه می گیرد از ما؟ موسیقی ضروری و حیاتیِ زندگی انسانی است؟ ملاک و معیار، خوش آیندی یا خوب بودن است؟ (فرق زندگی انسانی و حیوانی) «وَإِنْ تُطِعْ […]

دل نوشـتـه

ولی

پای صحبت هر کس که نشستم آرام نشدم. بعد از صلاه ظهر بود که قرآن در دست گرفتم و از او خواستم تا با من صحبت کند، باری این دل نا آرام در سینه جا خوش کند. این صفحه بود و این آیه … «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا…» […]

دل نوشـتـه, منتخـب

هیچ کس!

  دیروز دیدمش. شکسته شده بود. چند چین کنار چشمش و موی کوچک سپیدِ ابرو. تمامْ او می گفت و من محوِ تک موی سپید. نگاهم که می کرد، نگاه می دزدیدم و لبخند، چاشنیِ چهره ام می شد. دنیا تو را می شِکند. دنیا مُسخر توست، تا تو با تمام وجود غریو برکشی؛ أنا […]

پیمایش به بالا