این روزها

«هذا، وَ الْعَهْدُ قَریبٌ، وَالْکَلْمُ رَحیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلُ، وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرُ، اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَهِ، اَلا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَهٌ بِالْکافِرینَ؛ این در حالى بود که (از رحلت) زمانى نگذشته بود، و موضع شکاف زخم هنوز وسیع بود، و جراحت التیام نیافته، و پیامبر به قبر سپرده نشده‌بود، بهانه آوردید که از فتنه مى‌‏هراسید، آگاه باشید که در فتنه قرار گرفته‏‌اید، و براستى جهنم کافران را احاطه نموده‌است.»

این سخن دخت نبی به کسانی بود که خلافت را غصب کردند.

و
« لِلْغِرَّهِ فیهِ مُلاحِظینَ؛ پَست‌رتبه‏‌گان با قدر و منزلت گردیدند.»

بهانه‌شان ترس از وقوع فتنه بود.
و جواب دخت نبی این بود: «اَلا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا!»
چقدر فرازهای این خطبه، مطابق این روزها است.

پست‌رتبه‌گانی که به بهانه‌ی دفع و رفع فتنه، آهسته آهسته خطوط دین خدا را کم‌رنگ کردند، بی سر و صدا پاک کردند و خطوطی نو کشیدند.
و دین نو پدید آمده را این گونه (که برای رهایی از فتنه‌ها و باقی‌ماندن اسلام، جز این راهی‌نیست.) در باور مردمِ ساده‌لوح گنجاندند.

تا جایی که دیگر از دین، جز نامی منحط، باقی نماند.

اما به‌ زودی خواهند فهمید که
«اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَهٌ بِالْکافِرینَ!»

یا الهی!
به گریه‌های شبانه روز دختر حبیبت، منافقان و کافران را رسوا کن که
ضاقت الارض و منعت السماء!

۲ دیدگاه دربارهٔ «این روزها»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا